برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58
برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58
برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58
برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58
پنجشنبه رفتیم پلور با چند تا از خانواده های هم کلاسی
پسرم. خوب بود و سخت و کمی خطرناک. بعد هم ویلای
یکی از خانواده ها که هم خوشگل بود هم هوا خوب بود
اما اینفدر خسته بودیم که خیلی نشد لذت ببریم ...
اما خب بنده خداها خیلی زحمت کشیده بودن و پذیرایی
پشت پذیرایی ...
نکته ی ناراحت کننده ش این بود که کارگرشون هم اسم من
بود، اصلا این مورد خیلی بد بود. خیلی ها !!!!
هنوزم خستگی پیاده روی تو آب از بین نرفته
برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58
ولی آخه چطوری این همه حرف میزنی؟!
خسته هم نمی شی؟!
آخه تو که رژیم غذاییت کاکایو نداره، نوشابه نداره، شیرینی جات زیاد نداره
مادر فدات بشه این همه کلمه از کجا میاری؟
به خدا گوشام داره زنگ می زنه از بس حرفاشو شنیدم
اونا هیچی نگام کن نگام کن نگام کن
یا مثلا تی وی رو ببین ببین ببین
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خدا نگهدارت باشه
برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58
برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:58